سیسمونی

یک مدتیه که من و بابا وحید اتاق دخترمان را خالی کردیم و بابا داره به اتاق دخترمان رنگ گل بهی میزنه من زیاد توی اتاق نمی ایستم تا بوی رنگ دخترم را اذیت نکنه ولی روز شماری می کنم رنگ زدن اتاق تمام شه و مامان ایران لباسها و وسایلی را که برات خریده زودتر بیاره تخت و کمدت را هم با مامان ایران رفتیم و سفارش دادیم .

بالاخره انتظار مامان تمام میشه و وسایل ملیکا جونم را می آورند و خاله گیتی و مامان ایران می چینند چه اتاق قشنگی دخترم داره خدایا دیگه طاقتم داره تمام میشه یکاری کن که دخترم را هر چه زودتر صحیح و سالم توی این اتاق ببینم ...

/ 0 نظر / 7 بازدید