سومین سفر به مشهد

 

چهارمین سالگرد ازدواج مامان و باباست اینبار قرار گذاشتیم با خاله عاطفه و خاله آزاده همکارای مامان به زیارت امام رضا برویم . بلیط قطار گرفتیم و عازم مشهد شدیم دختر گلم هم مثل همیشه خوشحال و شاد ما را همراهی میکرد و با دوستش پرنیان بازی میکرد. بعد از یکی دو روزی که رفتیم زیارت ، یک شب عزیز مامان و دوستش را بردیم سرزمین عجایب مشهد خیلی بهت خوش می گذشت اوج لذت را تو چشمهای قشنگت می دیدم همانجا از خدا خواستم که کاری کند که دنیا همیشه برویت بخندد ....

/ 0 نظر / 7 بازدید